تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
5 . مطلب ديگر اين‌كه خود وجود ، هم‌چنان‌كه متن واقع را تشكيل مىدهد ، وحدت هم همين حكم را دارد ، چه آن‌ها مصداقا يكى هستند و مفهوما دو قسم ، پس صحيح نيست خود وحدت و وجود را از معقولات ثانيهء فلسفى بدانيم ، مگر مفهوم آن موردنظر باشد كه آن امر ديگرى است . 6 . قضيهء « بعضى از موجودات ، واحد نيستند » با قضيه « هرموجودى واحد است » هيچ منافاتى ندارد ، زيرا مقصود از واحد در قضيه نخست ، به اعتبار مقايسه است ، لذا واحد كثير نيست و مقصود از آن واحد ، در قضيه دوم ، بدون مقايسه است . پس واحد ، شامل كثير هم مىشود و درنتيجه ، يكى از شرايط تناقض كه وحدت محمول است ، تحقق ندارد و حتى وحدت موضوع هم ندارند ، زيرا در قضيهء اولى ، مطلق موجود و در دومى ، مراتب آن است .

فصل دوم : اقسام واحد

واحد يا حقيقى است يا غيرحقيقى

الفصل الثانى : فى اقسام الواحد . . . المتحدين فى الحيوانيّة . فصل دوم : در اقسام واحد است . واحد يا حقيقى است يا غيرحقيقى . واحد حقيقى ، آن است كه ذاتا و بدون واسطه در عروض ( و حقيقتا ، نه مجازا ) متصف به وحدت شود . ( واحد حقيقى آن است كه وحدت ، صفت خود آن باشد . و واحد غيرحقيقى ، آن است كه وحدت صفت متعلّق آن باشد ) ، مثل انسان واحد . ( پس وحدت در « انسان واحد است » مربوط به خود انسان واحد است ) . و واحد غيرحقيقى ، بر خلاف آن است ، مانند انسان و اسب كه در حيوانيت متحدند . ( لذا وحدت در « انسان و اسب ، متحدند » مربوط به خود انسان و اسب نيست ، بلكه حيوانيت آن‌دو ، سبب مىشود كه واحد باشند ، لذا حيوانيت واسطه در اتصاف وحدت به انسان و اسب شده است ) .