تعريف فاعل بالتسخير
الثامن : الفاعل بالتسخير ، و . . . للواجب ، تعالى ، فى أفعالها .
8 . فاعل بالتسخير است و آن ، فاعلى است كه وقتى فعلش به او نسبت داده مىشود ، از جهت اين است كه براى نفس و خود فاعل ( و فعلش ) ، فاعل ديگرى وجود دارد كه ( ذات ) او ( فاعل ) و فعلش به او ( واجب الوجود ) نسبت داده مىشود .
پس او در فعلش فاعل مسخر است ، مانند قواى طبيعى و نباتى و حيوانى كه در افعالشان مسخر نفس انسانىاند و مانند فواعل كونى و هستى ( و امكانى ) كه در افعالشان مسخر واجب الوجود متعال مىباشند .
بازگشت فاعل بالجبر و بالعنايه به فاعل بالقصد
و فى كون الفاعل بالجبر و . . . - على ما يقتضيه التّقسيم - كلام .
و در اينكه فاعل بالجبر و فاعل بالعنايه ، مباين و جدا از فاعل بالقصد هستند ، بنابر آنچه كه تقسيم اقتضا مىكند ، كلام ( و نظر و تأملى ) وجود دارد . ( پس فاعل بالجبر و بالعنايه از اصناف فاعل بالقصد مىباشند ، نه انواعى در مقابل آن نوع ) .
بطلان نظر مخالفان علت فاعلى
بعضى مثل ديويد هيوم ، به عليت و ضرورت آن ( و درنتيجه به سنخيت ميان علت و معلول ) معتقد نيستند و تعبيرشان از عليت ، تعاقب و اينكه آن عبارت از اين است كه چيزى دنبال چيز ديگر بيايد ، نه اينكه تلازم باشد و اشكال عمدهء وى اين است كه انتظار دارد علت و فرعيات آن را در خارج مشاهده كند ، زيرا او علم را منحصر در تجربيات گذشته و محسوسات مىداند ؛ « 1 » درحالىكه انسان قانون عليت و معلوليت
هامش
( 1 ) . محمد على فروغى ، سير حكمت در اروپا ، ج 2 ، ص 150 .