« غير قارة » را نيز آورده است : « هو هيئة غير قارّة فى الشىء المؤثر من تأثيره مادام يؤثر « 1 » . . . » ، پس در مفهوم اين مقوله هم مقايسه و نسبت هست و هم تدريج ، لذا وجود سخونت ( گرمى ) از اين نظر كه سخونت است ، از مقولهء كيف است و از آن نظر كه شىء به تدريج گرمى حاصل مىكند ، بهگونهاى كه از آن در چيز ديگرى ، تدريجا ، نه دفعتا ، گرمى پديدار مىگردد و يا آنكه در خود آن شىء به تدريج از يك امر تدريجى ديگرى گرمى پديد مىآيد ، از مقوله أن يفعل و أن ينفعل مىباشد « 2 » ) .
هامش
( 1 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 6 ، فصل 21 ، ص 135 .
( 2 ) . اسفار ، ج 4 ، ص 225 .