اضافه ؛ يعنى علم ، موجود است و طرف ديگر آن امور ، مربوط به آينده است كه اكنون موجود نيست ، كه در جواب گفته مىشود : طرف ديگر اضافه ( علم ) ، معلوم بالذات است كه بالفعل موجود است ، نه معلوم بالعرض كه وجود خارجى است كه در آينده موجود خواهد شد « 1 » ) .
مضاف حقيقى و مشهورى
و اعلم : أنّ المضاف قد . . . يسمّى « المضاف المشهورىّ » .
و بدانكه گاهى مضاف بر نفس اضافه اطلاق مىشود ، مانند پدرى و فرزندى كه آن مضاف حقيقى ناميده مىشود و گاهى بر معروض اضافه ، اطلاق مىگردد ، مانند آب و ابن ( پدر و پسر ) كه اين مضاف مشهورى است .
واقعيت داشتن ، اضافه اختلافى است
درمورد واقعيت اضافه ، اختلاف وجود دارد ، كه مثلا خواجه طوسى مىفرمايد :
اضافهء مقوليه امر ذهنى است - « و ثبوته ذهنى و الا تسلسل « 2 » » - چه اگر اضافه موجود باشد ، حلولش در محل ، اضافهء ديگرى است و حلول آن حلول ، واقعيت دارد كه مستدعى محلّ و حلولى ديگر است كه موجب تسلسل است .
ولى علامه طباطبائى ، وجود آنرا عينى مىداند ، مثل اضافه ميان پدر و فرزند كه اضافه و نسبت ، ذهنى صرف و خالص نيست .
البته وجود اضافه از قبيل محمولات بالضميمه مثل سفيدى براى جسم نيست ، بلكه از معقولات ثانيهء فلسفى است ؛ لذا اگر گفتيم : « زيد برادر عمرو است » ، ظرف اتصاف زيد به برادرى در خارج ، و عروض برادرى عمرو براى زيد در ذهن است .
هامش
( 1 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 6 ، فصل 16 .
( 2 ) . كشف المراد ، ص 280 .