تعريف جده
و أمّا الجدة و يقال له : . . . احاطة ناقصة ، كالتقمّص و التّنعّل .
و اما جده كه به آن ملك هم گفته مىشود ، هيئتى حاصل از احاطه چيزى به چيزى است ، بهگونهاى كه محيط با انتقال محاط ، انتقال پيدا كند ، خواه احاطه ، احاطهء تامى باشد ، مانند جلباب و چادر پوشيدن .
يا احاطهء ناقص باشد ، مانند پيراهن و كفش پوشيدن . ( بهبيان روشنتر پوشيدن جوراب نسبت به پا از قبيل احاطه تام است ، ولى نعل و كفش نسبت به پا احاطه ناقص دارد ) .
معانى مختلف جده
كلمهء جده در موارد مختلفى بهكار مىرود : 1 . ملك مقولى كه بحث آن گذشت ؛ 2 . ملك تكوينى يا طبيعى ، مانند انتساب قواى بدن به نفس و انتساب موجودات به خدا كه قراردادى نيستند ، بلكه حقيقىاند ؛ 3 . ملك اعتبارى ، مانند انتساب كتاب به فلان شخص .
كه طبق نظر قدما آن سه معنا در يك معنا جمع مىشوند كه عبارت از بودن چيزى براى چيزى است ، مانند علم ، شجاعت ، صحت ، جمال و فرزند براى زيد . « 1 »
تعريف و اقسام اضافه
و أمّا الإضافة : فهى هيأة . . . البنوّة ، و الفوقية و التحتية .
و اما اضافه ، پس آن هيئت حاصل از تكرار نسبت ( يعنى نسبت مكرر و دوجانبه ) ميان دو چيز است ( مثل پدرى كه اضافه و رابطهاى خاص با فرزندش دارد كه آن هم
هامش
( 1 ) . همان ، ص 51 .