و مجرد از ماده است كه مساوى با جوانب و اقطار جسم متمكن و داراى مكان است .
خواجه نصير الدين طوسى مىفرمايد : « و الذى عليه المحققون أمران احدهما البعد المساوى لبعد المتمكن و هذا مذهب افلاطون و الثانى السطح الباطن من الجسم الحاوى المماس للسطح الظاهر من الجسم المحوى و هو مذهب ارسطو و ابى على بن سينا » كه نظر اول ، مورد تأييد خواجه نصير الدين طوسى است . « 1 »
تعريف متى
و أمّا متى : فهو هيأة حاصلة . . . وجهه ، كالحركة التوسّطيّة .
و اما مقوله متى ، عبارت از هيئت حاصل از نسبت يكچيز به زمان است و اينكه آنچيز در آن زمان باشد ، ( مثل محمد بن سعد كازرونى ، حكيم و محقق قرن نهم بود ) ، اعم از اين است كه شىء در خود زمان باشد ، مانند حركات ( يعنى وجود حركات در نفس زمان واقع هستند ) يا در طرف ( و آخر ) زمان باشد كه همان « آن » است ، مانند موجودات آنية الوجود و لحظهاى كه عبارتند از اتصال و انفصال و مماسات و مانند آن مثل محاذات .
( پس وقتى شخصى حركت مىكند ، مجموع حركاتش در خود زمان انجام گرفته است و وقتى مىايستد ، اتصالش در طرف زمان ، كه جزء زمان نيست ، اتفاق افتاده است و همچنين وقتى از جايى - و چيزى - جدا مىشود يا مقابل چيزى قرار مىگيرد يا نسبت به چيزى مماس مىشود ، همه از موارد تحقق متحرك در يك « آن » است . به اين معنا كه مثلا اتصال و محاذات و . . . ، تدريجى نيست ، بلكه در لا زمان است . ) و همچنين اعم از اين است كه بروجه انطباق بر اجزاى زمان باشد ، مانند حركت قطعيه يا براساس انطباق نباشد ، مانند حركت توسطيه .
هامش
( 1 ) . علامه حلى ، كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد ، ص 156 .