تفاوت ماده و عرض در خارج و در ذهن
و اعلم أنّ المادّة فى الجواهر . . . فتصير موادّ و صورا عقلية .
بدان ، بنابر آنچه بعدا ( در مرحلهء ششم ، فصل چهارم ) بيان خواهد شد كه ماده در جواهر مادى ( مثل اجسام معدنى و آلى و . . . ) ، در خارج موجود است و اما اعراض در خارج بسيط و غيرمركب ( از ماده و صورت ) هستند ، ( درنتيجه ) ما به الاشتراك در آنها ( جنس ) همان ما به الافتراق و الامتياز ( فصل ) است و تنها عقل در آن ( اعراض ) ، مشتركات و مختصاتى را مىيابد كه آنها را ( بهترتيب ) اجناس و فصول ( لابهشرط ) اعتبار مىكند ، سپس آنها را بهشرطلا تصور مىكند ؛ پس مواد و صور ( در اعراض ) عقلى هستند . ( ؛ مثلا بياض را به لون مفرق البصر تعريف مىكنند كه اين تحليل سفيدى به رنگ و مفرقيت بصر تنها در ذهن وجود دارد ) .
تعريف جنس و فصل و نوع
در تعريف جنس گفتهاند : جنس آن چيزى است كه بر امور كثيرى كه حقيقتشان مختلف است حمل بشود ، در وقتى كه از آنها سؤال بشود كه چيستند ؛ مثلا پرسش شود كه انسان و آهو و اسب و . . . كه انواع مختلفى هستند ، چيستند كه در جواب گفته مىشود : حيوان هستند : « الجنس هو المقول على الكثرة المختلفة الحقيقة اذا سئل عنها بما هو » .
در تعريف فصل گفتهاند : آن امر ذاتى مختص به يك نوع است كه آن را از بقيهء انواع جدا مىسازد ؛ يعنى آن امرى است كه در جواب « كدام چيز در ذاتش هست » مىآيد ، مثل ناطق كه در جواب « كدام حيوان » مىآيد : « هو جزء الماهية المختص بها الواقع فى جواب اىّ شىء هو فى ذاته » و نوع هم مركب از جنس قريب و فصل قريب است . بهبيان