تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
كسانى كه مفهوم كلى را از قبيل « جزئى مردّد » مىدانند و در حقيقت كلى همان جزئى است ، لكن نه جزئى معين ، بلكه جزئى مبهم و مردّد ، اين نظريه حسيّون اروپا است ، يعنى كسانى كه فقط به ادراكات حسى معتقدند و هرنوع ادراك عقلى را انكار مىنمايند و همان‌گونه كه در متن آمده است ، ادراك جزئى را ادراك حسّى و قوى دانسته و ادراك كلى را ادراك عقلى و ضعيف و مبهم تلقى كرده‌اند . هيوم مىگويد « آنچه معقولات مىناميم و مرتبه‌اى بلند براى آنها قائليم ، نيستند مگر احساساتى كه خفيف و ضعيف شده يا با يكديگر مركب شده‌اند » « 1 » . اين نظريه به اين شكل در ميان مسلمين مطرح نشده است ، ولى تنها كسى كه شايد متوجه اين مطلب بوده است و لذا در باب كلى تحقيق بيشترى كرده است صدرالمتألهين است ، يعنى او در باب كلى نظريه‌اى ابراز كرده است كه جواب امثال هيوم را با برهان مىدهد ، وى ثابت كرد كه كلى جزئى مبهم شده نيست ، يعنى جزئى با تنزّل كلى نمىشود ، با تعالى كلى مىشود ، زيرا حقيقت جزئى تنزل يافته همان جزئى مردد است ، ولى حقيقت كلى اين است كه آنچه در ذهن تصور مىشود ، حالتى به خود مىگيرد كه درآن‌واحد جامع همهء افراد است و معجزه ذهن اين است كه چنين قدرتى را دارد كه مىتواند از راه تصور كلى قضيه‌اى تشكيل بدهد كه به واسطه آن يك قانون كلى براى افراد غيرمتناهى بياورد و اين در يك مقام عالىترى از مقام نفس است ، ( عالىتر از آن مقام كه مفهوم جزئى را تصور مىكند . ) « 2 »

كلى بودن مستلزم داشتن مصاديق نيست

ممكن است توهم شود كه مفهوم ، آنگاه كلى است كه براى او در خارج از ذهن افراد و مصاديق متعدد باشد ولى اين توهم بىپايه است و منشاء آن نداشتن تصور صحيح از كليت ماهيت است . مصنف ( ره ) در نهاية الحكمه كليت ماهيت را
هامش
( 1 ) سير حكمت در اروپا ، ج 2 ، ص 149 . ( 2 ) شرح مبسوط منظومه ، ج 1 ، ص 310 - 309 .