تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
و بنابر اصالت وجود ، ماهيت معنايى جز مفهومى كه محدوديت وجود خاصى را بيان مىكند ، معناى ديگر ندارد ، حال در همين حد از تحقق براى ماهيت ، مىگوئيم : كلى طبيعى در خارج موجود است . بنابراين اگر چه در اين نظريه نيز اسناد وجود به كلى طبيعى ، اسناد مجازى است ، همان‌گونه كه منكران وجود كلى طبيعى مىگويند ، ولى تفاوت اين دو نظريه اين است كه آنان بدون توجه به اصالت وجود و ماهيت ، معتقدند كه كلى طبيعى در خارج موجود نيست ، آنچه موجود است فرد ماهيت است ، نه خود ماهيت ، ولى قائلان به اين نظريه باتوجه به اصالت وجود مىگويند : ماهيت حقيقتا و بالذات ، نه خودش موجود است و نه فردش ، ولى در پرتو وجود ، داراى وجود و ثبوت بالعرض مىباشد و در اين ثبوت و وجود بالعرض ، ماهيت و فرد آن يكسانند هم فرد موجود است ، و هم خود ماهيت .

ه - كلى طبيعى واحد است يا كثير ؟

آخرين بحث دربارهء كلى طبيعى ، اين است كه اكنون كه كلى طبيعى در خارج موجود است ، آيا به نعت و وصف وحدت موجود است و يا به نعت كثرت ؟ و به عبارت ديگر ، آيا كلى طبيعى در هرفرد ، غير از كلى طبيعى در فرد ديگر است ، يا اينكه كلى طبيعى در همه افراد يكى بيش نيست ؟ . قبلا بايد يادآور شويم كه واحد بر دو قسم است ، واحد مفهومى ( نوعى يا جنسى ) و واحد عددى . آنچه محل بحث ما است ، واحد عددى است و در اين صورت نمىتوان پذيرفت كه كلى طبيعى موجود در خارج واحد عددى باشد ، زيرا لازمه آن دو اشكالى است كه در متن آمده است ، و ظاهرا هيچكس از قائلان به وجود كلى طبيعى هم قائل به وحدت عددى و شخصى آن نشده است ، غير از آنچه شيخ الرئيس از مردى همدانى حكايت كرده است و به‌همين جهت به قول رجل همدانى ، معروف مىباشد .