ديگرى واسطه است . مثلا افعال جوارحى انسان و حركت اعضاى بدن او معلول اراده ، شوق ، تصور و تصديق فعل است ، و اراده علت قريب است ، چون ميان آن و حركت اعضاء و فعل خارجى واسطه نيست ، ولى ميان مبدء شوقى و علمى و حركت اعضاء و فعل خارجى ، اراده واسطه است ) .
5 - علت داخلى و خارجى : ( تقسيم ديگر علت ، اين است كه ) علت به خارجى و داخلى تقسيم مىشود و علل داخلى كه علل قوام نيز ناميده مىشوند ، ماده و صورت مىباشند كه مقوم معلولند و علل خارجى كه علل وجود نيز ناميده مىشوند فاعل و غايتند و گاهى فاعل ، ما به الوجود ، و غايت ، ما لاجله الوجود ناميده مىشود .
( بايد توجه داشت كه هرموجود امكانى اعم از مجرد و مادى ، جوهر و عرض ، مركب و بسيط در هستى خود نيازمند فاعل است همانگونه كه داراى غايت مىباشد به همين جهت فاعل و غايت را علت وجود ناميدهاند و همانگونه كه در فصلهاى آينده بيان خواهد شد ، فاعل افاضه كنندهء وجود است و غايت مرتبه كاملتر وجود معلول مىباشد ، بنابراين فاعل و غايت مربوط به هستى و وجود معلول مىباشند ، ولى ماده و صورت اولا عموميت ندارند . زيرا مجردات و نيز اعراض داراى ماده و صورت نيستند ، و از طرفى ناظر به ماهيت و ذات معلول هستند ، زيرا ماده و صورت همان جنس و فصل مأخوذ به شرط لا مىباشند ) .
6 - علل حقيقى و معدّات : علت تقسيم مىشود به علل حقيقى و معدات ( علل مجازى ) ، و علت ناميدن معدّات ، نوعى استعمال مجازى در كلمه علت است ، بنابراين معدّات ، علل حقيقى نيستند و فقط نقش مقرّب و نزديككننده را دارند كه ماده را به مرحلهء افاضهء فاعل نزديك مىكنند ، مانند وارد شدن متحرك در هرحدى از حدود مسافت كه متحرك را به ورود در حد بعدى مسافت نزديك مىكند ( ورود متحرك در حد قبلى مسافت ، علت ورود آن در حد بعدى نيست ، علت آن همان چيزى است كه عامل و انگيزهء حركت مىباشد ، ولى درعينحال پس از ورود
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى ) — صفحة 232
مساهمون: على ربانى گلپايگانى
ص٢٣٢