از آن ، در صورت اوّل علت واحد است و در صورت دوم كثير خواهد بود ، و مقصود از علت واحد اين است كه معلول تنها از يك علت صادر مىگردد . و مقصود از علت كثير اين است كه معلول از چند علت پديد مىآيد ، مثلا گفته مىشود ويتامين « د » به صورت طبيعى فقط از نور آفتاب حاصل مىشود ، ولى ويتامين يا يا علل طبيعى مختلفى دارد ، و از غذاهاى گوناگون نباتى و حيوانى حاصل مىشود ) .
3 - علت بسيط و مركب : و نيز علت تقسيم مىشود به بسيط و آن علتى است كه داراى اجزاء نيست و علت مركب و آن بر خلاف علت بسيط است ، و علت بسيط ، يا به حسب خارج « 1 » بسيط است ( اگر چه به حسب عقل مركب است و اجزاء عقلى دارد ) مانند وجود عقل مجرد و اعراض نهگانه ( كه در خارج مركب از ماده و صورت نيستند ) و يا بسيط است به لحاظ عقل ( و قهرا به لحاظ خارج هم بسيط خواهد بود ، زيرا اگر به لحاظ خارج مركب از مركب از ماده و صورت باشد ، مركب عقلى هم خواهد بود ، يعنى جنس و فعل خواهد داشت . به همين جهت مصنف فرمود : ) علت بسيط به لحاظ عقل ، آن است كه وجود خارجى آن مركب از ماده و صورت نيست و به لحاظ عقل هم مركب از جنس و فصل نمىباشد . ( صور نوعيه كه همان فصول حقيقى انواع مىباشند ، هم بسيط خارجى هستند و هم بسيط عقلى ، زيرا نه داراى ماده و صورت هستند و نه داراى جنس و فصل چنانكه در مرحله ششم بيان گرديد ) .
و بسيطتر از همه بسايط ، آن است كه ( علاوه بر اينكه مركب از جنس و فصل و ماده و صورت نيست ) مركب از وجود و ماهيت هم نمىباشد و آن واجب الوجود عزّ اسمه مىباشد ، ( زيرا چنان كه در مبحث مواد ثلاث بيان گرديد ، واجب الوجود ماهيت ندارد ) .
4 - علت قريب و بعيد : و نيز علت تقسيم مىشود به علت قريب و بعيد ، و علت قريب آن است كه بين آن و معلول واسطهاى نيست ، و علت بعيد بر خلاف آن است مانند علت علت ( كه علت معلول هم مىباشد ، ولى ميان آن و معلول ، علت
هامش
( 1 ) مقصود از بساطت و تركيب خارجى ، به لحاظ ماده و صورت است .