دو گونهاند :
برخى اصل موضوع خود را از علوم مىگيرند ، مانند نوع بحثهايى كه در جواهر و اعراض در فلسفه مورد بحث قرار مىگيرد .
ديگرى مسائلى كه در حوزهء فلسفه مىرويند و به شيوهء عقلى و برهانى و برپايهء مبادى و مقدمات بديهى عقلى مورد تحقيق و بررسى قرار ميگيرند .
اكثر مباحث فلسفه اولى و به فرمودهء شهيد مطهرى آن دسته از مسائل فلسفه كه ستون فقرات آن را تشكيل مىدهند ، فلسفى خالص هستند ، و از آن جمله ، قانون علت و معلول مىباشد .
اين قانون يك مسأله فلسفى خالص است نه يك مسأله فلسفى متكى به نظريات فيزيكى و غيرفيزيكى و درنتيجه دخالت تجربههاى فيزيكى براى اثبات يا نفى قانون كلى علت و معلول چيزى شبيه به لغو يا از قبيل تيشه به ريشه خود زدن است ؛ زيرا اصل عليت از جمله اصول عقلى مسلمى است كه ضامن صحت تجربه و قوانين تجربى مىباشند .
5 - مبدء و منشاء انكار عليت : مبدء و عامل انكار اصل عليت يكى از دو امر ياد شده در زير است :
1 - قائل به اصل ضرورت و وجوب ذاتى همهء موجودات شويم و بگوئيم :
« امكان » امرى موهوم و بىاساس است و در نتيجه مفاهيمى چون « حدوث » ، « زوال » ، « تغير » و « تكامل » فاقد مصداق حقيقى خواهند بود .
2 - قائل به صدفه و اتفاق گرديم و بگوئيم : هستى موجودات اگر چه « حادث » مىباشند ، لكن بدون علت فاعلى پديد آمدهاند .
بديهى است كه هردو نظر با درك وجدانى و يافتههاى حسى و عينى انسان منافات دارند « 1 » .
* * *
هامش
( 1 ) به پاورقى اصول فلسفه ، ج 3 ، ص 181 - 175 ، رجوع شود .