وجود نيست ، و به عبارت ديگر « قانون عليت از احكام حقيقي هستى است » .
مباحثى ديگر پيرامون قانون عليت
در اينجا بحثهاى ديگرى نيز در رابطه با قانون عليت مطرح است كه برخى را يادآور مىشويم :
1 - سابقه تاريخى اين بحث : در ميان مسائل فلسفى ، قانون علت و معلول از لحاظ سبقت و قدمت اولين مسألهاى است كه فكر بشر را به خود متوجه ساخته و او را به تفكر و انديشه براى كشف معماى هستى وادار كرده است .
براى انسان كه داراى قدرت « فكركردن » است ، مهمترين عاملى كه او را در مجراى تفكر مىاندازد همانا ادراك قانون كلى عليت و معلوليت است كه با اين تعبير بيان مىشود : « هرحادثه علتى دارد » و در اثر همين ادراك است كه مفهوم « چرا ؟ » براى ذهن او پيدا شده است .
مفهوم چرا همان سئوال و استفهامى است كه ذهن از علت اشياء مىكند و اگر ذهن ادراك كلى از علت و معلول نمىداشت يعنى اين قانون را نپذيرفته بود كه ( هر حادثه علتى دارد ) ، مفهوم ( چرا ؟ ) براى ذهن مورد نداشت .
2 - آيا حيوانات هم قانون عليت را مىشناسند ؟ مصنف ( ره ) در اصول فلسفه دراينباره چنين ميگويد :
« اين نظر ( پذيرش اصل عليت ) را در هرموجود ذى شعورى مىتوان سراغ گرفت و حتى ديوانگان و آنان كه آفت شعورى دارند همين راه را مىپيمايند ، آنان براى تفهيم و تفهم سخن مىگويند و براى انجام مقاصدشان حركاتى مىكنند و همچنين . . .
اگر چنانچه انسان و هرموجود ذىشعور ديگرى عليت و معلوليت را در ميان خود و كار خود ، و در ميان كار خود و انجام يافتن آرمان و مقصد خود باور نداشت ، هرگز