الف : اثبات اصل عليّت
دليلى كه مصنف بر اثبات اصل عليّت اقامه كردهاند به شرح زير است :
1 - ماهيت امكانى ، در ذات خود نسبت به وجود و عدم مساوى است .
2 - چيزىكه نسبت به وجود و عدم رابطهء متساوى دارد ، براى آنكه به جانب يكى از آندو رجحان پيدا كند ، نيازمند به غير است .
3 - رجحان يافتن ماهيت به جانب عدم ( رجحان پيداكردن عدم ماهيت ) سخنى مجازى است نه حقيقى . حقيقت ، چيزى جز رجحان وجود ماهيت نيست .
4 - آن غير كه مىخواهد عامل رجحان وجود ماهيت گردد ، چيزى غير از وجود نيست زيرا عدم نمىتواند عامل رجحان هستى باشد .
5 - بنابراين از اين تجزيه و تحليل عقلى نتيجه مىگيريم كه : « وجود ماهيت امكانى متوقف بر وجود غير است » .
وجود ماهيت امكانى را « معلول » و وجود غير را « علت » مىناميم .
همانگونه كه ملاحظه مىشود همهء مقدماتى كه در اين استدلال به كار رفتهاند بديهى عقلى مىباشند ، بنابراين اصل « عليّت » يك قاعدهء بديهى عقلى است و مطالب مذكور نقش يادآورى و تنبيه را ايفاء مىكند .
مصنف در فصل ( 8 ) از مرحله چهارم ( مواد ثلاث ) چنين فرمود : « حاجة الممكن الى العلة من الضروريات الاوليّه التي مجرد تصور موضوعها و محمولها كاف فى التصديق بها . . . » « 1 » .
هامش
( 1 ) در اصول فلسفه ج 3 ، مقاله ضرورت و امكان ( ص 106 ) نيز به بديهى بودن آن تصريح كردهاند : « از جمله بديهاتى كه ما كوچكترين شك و ترديد در آن روا نداشته و مؤثرترين سلاح علمى خود مىدانيم قانون علّيت معلوليّت است » .