پس بيشتر اين مشركين از اين مساله غافلاند ، تنها اقليتى از آنها هستند كه بر اين حقيقت وقوف دارند ، البته آنهم وقوف اجمالى ، البته همانها هم به جهت ديگرى زير بار نمىروند ، و آن استكبار و عناد با حق است كه حرفهايى را بدون اينكه رعايت جانب حق را بكنند مىزنند .
نزول آيات ناسخ ، ايمان مؤمنين را تثبيت مىكند
قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ هُدىً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ .
در جمله
لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا
« تثبيت » به معناى تحكيم ثبات و تاكيد آن است به اينكه ثباتى بعد از ثبات ديگر بر آنان القاء كند . گويا ايشان با ايمان به خدا و رسول و روز جزا بر حق ثابت شدهاند ، و به خاطر تجدد حكم براساس تجدد مصلحت خداوند ثبات ديگرى به ايشان مىدهد و نمىگذارد از اين جهت ثبات اولشان دستخوش ضعف گردد و كارهايى برطبق حكم سابق انجام دهند كه با مصلحت امروز سازگارى ندارد ، زيرا اين مطلب پرواضح است كه وقتى كسى مامور شود راهى را به خاطر مصلحتى كه تا مدتى دارد سلوك كند ، و مامور ، باايمانى كه به آخر دارد شروع كند به سلوك آن راه و پس از پيمودن قطعهاى از آن ، مطابق آنچه كه آمرش دستور داده از سرعت و كندى و در شب و روز ناگهان مصلحت مذكور وجههاش دگرگون گشته و عمل به نحو سابق ، ديگر بىمصلحت شده و به نحوى جديد داراى مصلحت گردد ، و در اين فرض اگر آمر كه راهنماى اوست او را خبر ندهد ، و همچنان امر سابق خود را دنبال كند و بترسد كه اگر به عامل بگويد ، مصلحت تغيير كرده امتثال نكند ، همين راهنمايى نكردن او ايمان وى را سست نموده به كلى ياغى