تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
و اما ده قول ديگر كه اصلا نمىتوان تفسيرش ناميد ، بلكه تصويرهايى است كه از حد احتمال تجاوز ننموده ، و هيچ دليلى كه بر يكى از آنها دلالت كند در دست نيست . بله ، در بعضى از روايات كه به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و ائمه اهل بيت عليهم السّلام نسبت داده شده ، مؤيداتى براى قول چهارم و هفتم و هشتم و دهم ديده مىشود . نكته‌اى كه در اينجا نبايد از آن غافل بود اين است كه اين حروف در چند سوره تكرار شده ، يعنى در بيست و نه سوره حروف مقطعه آمده كه بعضى با يك حرف افتتاح شده ، مانند سوره
ص
و
ق
و
ن .
و بعضى ديگر با دو حرف چون
طه
و
طس ،
و
يس
و
حم *
و بعضى ديگر با سه حرف چون
الم *
و
الر *
و
طسم *
و بعضى ديگر با چهار حرف چون
المص
و
المر
و بعضى با پنج حرف چون سوره
كهيعص
و
حم عسق .
از سوى ديگر اين حروف هم با يكديگر تفاوتى دارند ، و آن اين است كه بعضى از آنها تنها در يك‌جا آمده ، مانند
ن
و بعضى ديگر در آغاز چند سوره آمده ، مانند
الم ، *
و
الر *
و
طس
و
حم . *
با در نظر گرفتن اين دو نكته اگر كمى در سوره‌هايى كه حروف مقطعه سرآغاز آنها يكى است - مانند
الم ، *
المر ،
طس
و
حم *
- دقت كنيم ، خواهيم ديد كه آن سوره‌ها از نظر مضمون نيز به هم شباهت دارند و سياقشان يكى است ، به طورى كه شباهت بين آنها در ساير سوره‌ها ديده نمىشود .
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 376 | محمد باقر ملكيان