اين بود آن يازده وجهى كه مرحوم طبرسى از مفسرين نقل كرده ، و در بين اين اقوال وجوه ديگر هم مىتوان قرار داد .
مثلا از ابن عباس نقل شده كه در خصوص
الم *
گفته است « الف » اشاره است به نام اللّه و « لام » به جبرئيل و « ميم » به محمد صلّى اللّه عليه و آله . و نيز از بعضى ديگر نقل شده كه گفتهاند : حروف مقطعه در اوائل هرسورهاى كه با آن آغاز شده اشاره است به آن غرضى كه در سوره بيان شده ، مثل اينكه مىگويند حرف « نون » در سوره
ن
اشاره است به اينكه در اين سوره بيشتر راجع به نصرت موعود به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله صحبت شده است . و حرف « قاف » در سوره
ق
اشاره است به اينكه در اين سوره بيشتر درباره قرآن ، و يا قهر الهى سخن رفته است . و بعضى ديگر هم گفتهاند اين حروف صرفا براى هشدار دادن است .
نظريه مختار درباره حروف مقطعه
اما حق مطلب اين است كه هيچيك از اين وجوه آدمى را قانع نمىسازد .
اما قول اول ، كه ما در بحث پيرامون محكم و متشابه قرآن گفتيم محكم بودن و متشابه بودن از صفات آياتى است كه الفاظش بر معنايش دلالت دارد و چون معانى آن الفاظ با عقايد مسلمه سازش ندارد ، مىگوييم اين آيه متشابه است . و باز در آنجا گفتيم تاويل از قبيل معنا كردن لفظ نيست ، بلكه تاويلها عبارتاند از حقايق واقعى كه مضامين بيانات قرآنى از آن حقايق سرچشمه گرفته - چه محكماتش و چه متشابهاتش - و بنابراين نه حروف مقطعه قرآن از متشابهات مىتواند باشد و نه معانى آنها از باب تاويل .