در نتيجه ، اختلاف روش طبقهبندى مفسرين نيز سيماى ديگرى به خود مى گيرد .
شيعه به نص قرآن مجيد قول پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را در تفسير آيات قرآن حجت مىداند و براى اقوال صحابه و تابعين مانند ساير مسلمين هيچگونه حجيتى قائل نيست ، مگر از راه روايت از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله جز اينكه به نص خبر متواتر ثقلين قول عترت و اهل بيت را تالى قول پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و مانند آن حجت مى دانند و از اينروى در نقل و اخذ روايات تفسيرى تنها به رواياتى كه از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و ائمه اهل بيت عليهم السّلام نقل شده اكتفاء كردهاند و طبقات خود را به ترتيب زيرين به وجود آوردهاند .
طبقه اوّل : كسانى كه روايات تفسير را از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و ائمه اهل بيت فرا گرفتهاند و در اصول خود به طور غير مرتب ثبت كرده به روايت آنها پرداختهاند ، مانند زراره و محمد بن مسلم و معروف و جرير و امثال ايشان .
طبقه دوم : اهل تأليفاتى اوّلى تفسير ، مانند فرات بن ابراهيم و ابو حمزه ثمالى و عياشى و على بن ابراهيم قمى و نعمانى صاحب تفسير . شيوه اين طبقه مانند طبقه چهارم از مفسرين اهل سنت اين بود كه روايات مأثوره را كه از طبقه اول اخذ كرده بودند با اسناد در تأليفات خودشان درج مىكردند و از هرگونه اعمال نظر خوددارى مىنمودند .
و نظر به اينكه زمان دسترسى به ائمه اهل بيت عليهم السّلام طولانى بود و تقريبا سيصد سال ادامه داشت طبعا اين دو طبقه ترتب زمانى نداشته ، متداخل بودند و همچنين كسانى كه روايات را با حذف اسناد درج كنند بسيار كم بودند و در اين باب به عنوان نمونه تفسير عياشى موجود را بايد نام برد كه يكى
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 242
مساهمون: محمد باقر ملكيان
ص٢٤٢