تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
ما نيز به يارى خداى سبحان روش تفسيرى خود را به همين طرز قرار مىدهيم ، و از آيات قرآن در ضمن بياناتى بحث مىكنيم ، و به هيچ‌وجه بحثى نظرى و فلسفى و يا به فرضيه‌اى علمى يا مكاشفه‌اى عرفانى ، تكيه نمىكنيم . و نيز در اين تفسير در جهات ادبى قرآن بيش از آن مقدارى كه در فهم معنا از اسلوب عربى محتاج به آن هستيم ، و تا آن نكته را بيان نكنيم از اسلوب عربى كلام آن معنا را نمىفهميم ، و يا مقدمه‌اى بديهى ، و يا مقدمه‌اى علمى كه فهم اشخاص در آن اختلاف ندارد ، ذكر نمىكنيم . نتيجه اين طريقه از تفسير اين شده كه در تمامى اين كتاب و در تفسير همه آيات قرآنى يك‌بار هم نمىبينى كه آيه‌اى را بر معنايى خلاف ظاهر حمل كرده باشيم ، پس در اين كتاب تأويلى كه ديگران بسيار دارند نمىبينى . بله تأويل به آن معنايى كه قرآن در چند جا اثباتش مىكند ، به زودى خواهى ديد كه آن تأويل اصلا از قبيل معانى نيست . سپس در هرچند آيه بعد از تمام شدن بحث‌ها و بيانات تفسيرى ، بحث‌هايى متفرق از روايات قرار داده‌ايم ، و در آن به آن مقدار كه برايمان امكان داشت ، از روايات منقوله از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و ائمه اهل بيت عليهم السّلام هم از طرق عامه و هم خاصه ايراد نموده‌ايم ، و اما آن رواياتى كه از مفسرين صحابه و تابعين چيزى نقل مىكند ، در اين كتاب نقل نكرديم ، براى اين‌كه صرف نظر از اين‌كه رواياتى است درهم‌وبرهم ، كلام صحابه و تابعين حجيتى براى مسلمانان ندارد . البته در خلال اين كتاب بحث‌هاى مختلف فلسفى و علمى و تاريخى و اجتماعى و اخلاقى هست كه در آنها نيز به مقدار وسعمان بحث كرده‌ايم ، و در