تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
علماى اديان و مذاهب مختلف آشنا ميشوند ، و اين خلطه و آميزش ، سبب مىشود بحث‌هاى كلامى در مسلمانان شايع شود . از سوى ديگر در اواخر سلطنت امويان و اوائل عباسيان - يعنى در اواخر قرن اول هجرت - ، فلسفه يونان به زبان عربى ترجمه شده ، در بين علماى اسلام انتشار يافت ، و همه‌جا مباحث عقلى ورد زبان‌ها و نقل مجالس علماء شد . و از سوى سوم ، مقارن با انتشار بحث‌هاى فلسفى ، مطالب عرفانى و صوفىگرى نيز در اسلام راه يافته ، جمعى از مردم به آن تمايل نمودند ، تا به جاى برهان و استدلال فقهى ، حقايق و معارف دينى را از طريق مجاهده و رياضت‌هاى نفسانى دريابند . و از سوى چهارم ، جمعى از مردم سطحى به همان تعبد صرف كه در صدر اسلام نسبت به دستورات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله داشتند ، باقى ماندند ، و بدون اين‌كه كارى به عقل و فكر خود داشته باشند ، در فهم آيات قرآن به احاديث اكتفاء نموده ، و در فهم معناى حديث هم هيچ‌گونه مداخله‌اى ننموده ، به ظاهر آنها تعبد مىكردند ، و اگر هم احيانا بحثى از قرآن مىكردند ، تنها از جهات ادبى آن بود ، و بس . اين چهار عامل باعث شد كه روش اهل علم در تفسير قرآن كريم مختلف شود ، علاوه بر اين چهار عامل ، عامل مهم ديگرى كه در اين اختلاف اثر به سزايى داشت ، اختلاف مذاهب بود ، كه آن‌چنان در ميان مسلمانان تفرقه افكنده بود ، كه ميان مذاهب اسلامى هيچ جامعه‌اى ، كلمه واحدى نمانده بود ، جز دو كلمه « لا إله الا اللّه » و « محمّد رسول اللّه » ، و گرنه در تمامى مسائل اسلامى اختلاف پديد آمده بود .
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 220 | محمد باقر ملكيان