عباس اين ترتيب را از خود پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرا گرفته يا از كسان ديگر كه معلوم نيست چه كسانى بودهاند يا از راه نظر و اجتهاد كه تنها براى خودش حجيت دارد .
و اما ارزش نقل تاريخى ، زيرا ابن عباس جز زمان ناچيزى از زمان حيات پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله صحبت آن حضرت را درك نكرده و بديهى است كه در نزول اينهمه سورههاى قرآنى حاضر و شاهد نبوده و اگر ترتيب نامبرده را از راه نظر و اجتهاد نيز به دست نياورده باشد از ديگران شنيده و در نتيجه خبرى بىذكر مدرك است و چنين نقل تاريخى بىارزش است .
گذشته از اينها ، اين روايات با فرض صحت و استقامت ، خبر واحد هستند و - چنانكه در علم اصول به ثبوت رسيده - چنين خبرى در غير احكام شرعيه خالى از اعتبار مىباشد . پس بنا بر آنچه گذشت تنها راه براى تشخيص ترتيب سورههاى قرآنى و مكى يا مدنى بودن آنها تدبر در مضامين آنها و تطبيق آن با اوضاع و احوال پيش از هجرت و پس از هجرت مىباشد .
اين روش تا اندازهاى كه پيش مىرود براى تشخيص ترتيب سور و آيات قرآنى و مكى يا مدنى بودن آنها سودمند مىباشد ، چنانكه مضامين سورهاى انسان و العاديات و مطففين به مدنى بودن آنها گواهى مىدهد . اگرچه برخى از اين روايات آنها را جزء سورههاى مكى قرار مىدهد .
علت ابتداء هرسوره به بسم اللّه
اينكه اين نام شريف بر سر هرسوره تكرار شده ، نخست بايد دانست كه خداى سبحان كلمه سوره را در كلام مجيدش چند جا آورده ، از آن جمله