و ما به جاى يك دليل و يك قرينه دليلهايى ارائه داديم كه همه موافقت اين قرآن را با واقعش اثبات مىكردند .
اشكال به مسأله مصحف امير المؤمنين عليه السّلام : صرف جمعآورى قرآن كريم توسط على ، امير المؤمنين عليه السّلام و عرضه داشتن بر اصحاب و نپذيرفتن آنان دليل نمىشود بر اينكه قرآنى كه آن جناب جمعآورى كرده بود مخالف با قرآن ديگران بوده ، و از حقايق اصولى دين و يا فرعى آن چيزى اضافه داشته است ، و بيش از اين احتمال نمىرود كه قرآن آن جناب از نظر ترتيب سورهها و يا آيههاى يك سوره كه به تدريج نازل شده است با قرآن سايرين مخالفت داشته است ، آن هم مخالفتى كه به هيچيك از حقايق دينى برخورد نداشته است .
آرى در دانستن اين خصوصيات فوائدى را از قبيل روشن شدن تاريخ پيدايش معارف و احكام و قصص جزئى كه مقارن نزول بودهاند و چگونگى پيشرفت دعوت اسلامى در مدت بيست و سه سال روزگار بعثت و نظاير آنها مىتوان بدست آورد .
ولى اگر واقعا قرآن آن حضرت حكمى يا احكامى از دين خدا را مشتمل مىبود كه در قرآنهاى ديگر افتاده بوده است ، امير المؤمنين به آن سادگى دست از قرآن خود برنمىداشت ، بلكه بهطور قطع به وسيله آن به احتجاج مىپرداخت و به مجرد اعراض آنان قانع نمىشد ، همچنانكه مىبينيم كه در موارد مختلفى با آنان احتجاج نموده و روايات ، احتجاجات آن حضرت را ضبط نموده و در آن حتى يك مورد هم نقل نشده كه آن جناب درباره امر ولايت و
علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: محمد باقر ملكيان
ص١٦٣