احاديث « 1 » مرسل مىگويند در سوره نساء در ميان جمله
وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى
و جمله
فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ
بوده و به اندازه يك ثلث قرآن يعنى بيش از دو هزار آيه مىشده و افتاده است . و نيز آن آياتى كه محدثين سنى « 2 » گفتهاند از سوره برائت ساقط شده ، مانند « بسم اللّه » آن و صدها آيه كه سوره مذكور را مساوى با سوره بقره مىكرده « 3 » و اينكه سوره احزاب بزرگتر از سوره بقره بوده و دويست آيه از آن ساقط شده است « 4 » . و يا آن آياتى كه روايات مجعوله مذكور مىگويد منسوخ التلاوه شده و جمعى از مفسرين « 5 » اهل سنت هم براى دفاع از يك حديث كه گفته : پارهاى از قرآن را خدا از يادها برد و تلاوتش را منسوخ كرد ، پذيرفتهاند ، كجا رفتهاند ؟ و چطور گم شدهاند ، كه حتى يك نفر هم سراغ يكى از آن هزارها را نگرفته است ؟ ! .
و اگر شما هم همان حديث را سند قرار دهيد ، و بگوييد : خدا از يادها برده است ، مىپرسيم : از ياد بردن خدا چه معنا دارد ؟ و مقصود از نسخ تلاوت چه مىتواند باشد ؟ آيا نسخ تلاوت به خاطر اين بوده كه عمل به آن آيات منسوخ شده است ؟ پس چرا آيات منسوخه ديگرى كه هماكنون در قرآن كريم است منسوخ التلاوه نشد و تاكنون در قرآن كريم باقى مانده است ، مانند آيه صدقه و آيه نكاح زانيه و زانى ، و آيه عده ، و غير آن ؟
هامش
( 1 ) . تفسير نور الثقلين : 1 / 438 ، ح 34 .
( 2 ) . الاتقان : 1 / 177 .
( 3 ) . الاتقان : 1 / 65 .
( 4 ) . الاتقان : 2 / 25 .
( 5 ) . تفسير فخر رازى : 3 / 231 .