داده ، و يا از اجماع مجمعين كشف مىكنيم كه قول يكى از جانشينانش در آن هست - پس بايد نبوت او و قرآنش را قبول كنيم ؟ ! !
و كوتاه سخن ، احتمال دسيسه و جعل حديث كه احتمال قوى هم هست و شواهد و قرائن آن را تأييد مىكند ، وقعى و اعتبارى براى روايات مذكور باقى نمىگذارد ، و با در نظر گرفتن آن ، ديگر نه حجيت شرعى بر آن اخبار باقى مىماند ، و نه حجيت عقلانى ، حتى صحيح السندترين آنها هم از اعتبار ساقط مىگردد .
زيرا حجيت سند ، معنايش اين است كه رجال حديث ، دروغ عمدى نمىگويند ، و اما اينكه فريب نمىخورند ، و در اصول روايتى آنان هم دست برده نمىشود ، ربطى به صحت سند ندارد .
و اما اينكه گفتيم : روايات تحريف ، آيات و سورههايى را سواى قرآن اسم مىبرد كه از نظر نظم و اسلوب هيچ شباهتى به نظم قرآن ندارد ، دليلش مراجعه خود خواننده عزيز است كه اگر مراجعه كند به موارد بسيارى - از قبيل سوره خلع و سوره حفد كه به چند طريق از طرق اهل سنت روايت شده است « 1 » - بر خواهد خورد ، و به طور قطع گفتار ما را تصديق خواهد نمود ، و ما اين دو سوره را در اينجا مىآوريم تا زحمت خواننده را كم كرده باشيم :
سوره خلع چنين است : « بسم اللّه الرحمن الرحيم انا نستعينك و نستغفرك و نثنى عليك و لا نكفرك و نخلع و نترك من يفجرك » « 2 » و سوره حفد چنين است :
هامش
( 1 ) . الاتقان : 2 / 26 .
( 2 ) . الاتقان : 1 / 65 .