تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
خلافتش و يا در امر ديگرى آيه و يا سوره‌اى خوانده باشد كه در قرآن‌هاى خود آنان نبوده باشد و آن جناب ايشان را به خيانت در قرآن متهم كرده باشد . ممكن است كسى چنين خيال كند كه على عليه السّلام به خاطر حفظ وحدت مسلمين پافشارى نكرد . در جواب مىگوييم : اگر مسلمانان ساليان درازى با قرآن انس گرفته بودند جا داشت على عليه السّلام از قرآن خود كه فرضا مخالف آن قرآن‌ها بوده صرف نظر نمايد تا مبادا وحدت مسلمين را شكسته باشد . ولى گفتار ما درباره روز اولى است كه مسلمانان به جمع كردن قرآن پرداخته بودند و هنوز قرآن در دست مردم نبود و در شهرها پخش نشده بود . و اى كاش مىفهميديم كه چگونه ممكن است ادعا كنيم اين‌همه آياتى كه شايد به قول و ادعاى آنان بالغ بر هزارها آيه باشد همه راجع به امر ولايت بوده و مخالفين آن حضرت آنها را حذف كرده‌اند ؟ ! و يا اصولا آيه‌هايى بوده كه عموم مسلمانان از آن خبرى نداشته‌اند و تنها على عليه السّلام از آن خبردار بوده است ؟ ! چطور چنين جرأتى به خود بدهيم ، با آن‌همه دواعى قوى كه مسلمانان در حفظ قرآن و آن‌همه شوق و رغبتى كه در فراگرفتن آن از خود نشان مىدادند و آن‌همه سعى و كوششى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در تبليغ آيات و رساندن آن به آفاق و تعليم و بيان آن مبذول داشته است ؟ ! با اين‌كه خود قرآن كريم در اين‌باره تصريح كرده كه :
يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ
« 1 » و نيز فرموده :
لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ
« 2 » آن آياتى كه
هامش
( 1 ) . سوره جمعه : 2 . ( 2 ) . سوره نحل : 44 .