آيه . و همچنين روايات تفسيرى ديگرى كه بعضى جزء روايات تحريف شمردهاند .
و ملحق به اين باب است روايات بىشمارى كه سبب نزول آيات را بيان مىكند ، و بعضى آنها را جزء ادله تحريف قرآن شمردهاند ، مانند رواياتى كه مىفرمايد : اين آيه اينطور است :
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ
« فى على » « 1 » و حال آنكه روايت نمىخواهد بگويد كلمه « فى على » جزء قرآن بوده ، بلكه مىخواهد بفرمايد آيه در حق آن جناب نازل شده است .
و همچنين رواياتى « 2 » كه در آنها آمده : فرستادگان بنى تميم وقتى خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىرسيدند ، پشت در منزلش مىايستادند و صدا مىزدند كه به سر وقت ما بيرون بيا . آنگاه آيهاى را كه در اين مورد نازل شده اينچنين نقل كرده :
إِنَّ الَّذِينَ يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ
« بنو تميم »
أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ
آنگاه جماعتى پنداشتهاند كه كلمه بنو تميم جزء آيه بوده و ساقط شده است .
باز ملحق به اين باب است روايات بىشمار ديگرى كه در جرى قرآن وارد شده است . مانند روايتى « 3 » كه در ذيل آيه
وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا
« آل محمد حقهم » آمده كه جمله « آل محمد حقهم » به منظور بيان يكى از مصاديق ظلم آورده شده است ، نه به عنوان متن آيه . و روايتى « 4 » كه در خصوص آيه
وَ
هامش
( 1 ) . نور الثقلين : 1 / 301 ، ح 301 .
( 2 ) . تفسير برهان : 4 / 204 ، ح 1 .
( 3 ) . تفسير برهان : 3 / 194 ، ح 4 .
( 4 ) . تفسير برهان : 3 / 340 ، ح 1 .