قدر ماهرانه دسيسه شده كه از اخبار واقعى خود ما قابل تميز نيست ، و خبرى هم كه ايمن از جعل و دسيسه نباشد قابل اعتماد نيست .
از همه اينها كه بگذريم اخبار مذكور آيهها و سورههايى را نشان مىدهد كه از قرآن افتاده كه به هيچوجه شبيه به نظم قرآنى نيست . گذشته از اينكه به خاطر مخالفتش با قرآن مردود است .
و اما اينكه گفتيم : سند بيشتر آن اخبار ضعيف است ، مراجعه به سندهاى آنها مصدق گفتار ماست ، زيرا اگر مراجعه كنيد خواهيد ديد يا مرسلاند و اصلا سند ندارند ، و يا مقطوع و بريده سندند ، و يا رجال سند ضعيفند ، آن هم كه سالم است آنقدر كم و ناچيز است كه قابل اعتماد نيست .
و اين هم كه گفتيم پارهاى از آنها در دلالت قاصرند ، دليلش اين است كه بسيارى از آنها اگر آيه قرآن را آوردهاند ، آوردهاند كه تفسير كنند ، نه اينكه بگويند آيه اينطور نازل نشده ، مانند روايتى كه در روضه كافى از ابى الحسن اول عليه السّلام در ذيل آيه
أُولئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ
« فقد سبقت عليهم كلمة الشقاء و سبق لهم العذاب »
وَ قُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِيغاً
است « 1 » كه جمله بين پرانتز به عنوان تفسير آورده شده است .
و مانند روايتى كه در كافى از امام صادق عليه السّلام در تفسير آيه
وَ إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا
فرموده :
إِنْ تَلْوُوا
« الامر »
أَوْ تُعْرِضُوا
« عما امرتهم به »
فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً
« 2 » كه جملات بين پرانتز به عنوان تفسير و توضيح است ، نه جزء
هامش
( 1 ) . تفسير برهان : 1 / 387 ، ح 3 .
( 2 ) . نور الثقلين : 1 / 561 ، ح 619 .