در بيان مقصود از مردانى كه در روز قيامت بر اعراف قرار دارند ، علّامه تعدادى از روايات را در اين مورد نقل مىكند . از آن جمله اين روايت است كه مىگويد : اين افراد ، عباس و حمزه و على ( ع ) و جعفر مىباشند . آنها در مكانى از صراط نشسته و دوستانشان را با چهرههاى نورانى و دشمنانشان را با قيافههاى ظلمانى مىبينند .
سپس مرحوم علّامه تحليل صاحب المنار را مىآورد كه گفته است :
تشخيص دادن اين بزرگان كه بر روى صراط قرار دارند ، براى دشمنانشان از امويان و خصوصا منافقان و ناصبىها كه با على ( ع ) دشمنى داشتند چه اثرى دارد ؟ اعراف كجا و صراط كجا ؟ اين مطلب از نظم كلام و سياق ، بسيار بعيد مىنمايد . « 52 » سپس علّامه روايت فوق را به همين دليل مردود شمرده است . « 53 »
در جاى ديگر علّامه طباطبائى با عقيده محمد عبده مخالفت ورزيده است . عقيدهء عبده اينست كه : امر ابليس به سجده و نهى آدم از نزديك شدن به آن درخت امر و نهى تكوينى بوده است . علّامه مىافزايد : علّت مخالفت با كلام عبده اينست كه امر و نهى تكوينى قابل تخلّف نيست ، حال آنكه ابليس و آدم ( ع ) هر دو به ترتيب با امر و نهى مخالفت كردند و اين خود شاهدى است بر اينكه امر و نهى در اين دو مورد تكوينى نبوده است . « 54 »
12 - الجواهر فى تفسير القرآن
تأليف : شيخ طنطاوى جوهرى .
علّامه طباطبائى بعضى اخبار ، پيرامون انجيلهاى چهارگانه ( متّى -
هامش
( 52 ) - تفسير المنار ؛ چ 3 ؛ 8 / 433 .
( 53 ) - الميزان : 8 / 126 - 127 و براى اطلاع نگاه كنيد : الميزان : 8 / 82 - 83 ، 140 .
( 54 ) - الميزان : 8 / 39 و مراجعه كنيد : تفسير المنار ، قاهره ، انتشارات المنار : 1347 ه ؛ چ 2 ، 8 / 332 به بعد . و براى اطلاع ن . ك : الميزان : 3 / 243 ، 4 / 392 ، 6 / 55 ، 7 / 262 ، 8 / 127 ، 140 ، 9 / 171 ، 176 ، 211 ، 11 / 138 ، 176 ، 191 .