تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 756

مساهمون:

ص٧٥٦
صالح تواند ولى پسرت نيست زيرا او در عين اينكه پسر و اهل تو است و اختصاصى به تو دارد ولى صالح نيست ، و لذا خداى تعالى جملهء
« إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ »
بلافاصله فرمود :
« إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ ،
براى اينكه او از نظر عمل ، غير صالح است » « 1 »

س 1446 - با اينكه خداوند متعال مىفرمايد : « بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ،

ستمكاران از رحمت من دور شوند » ، « 2 » در چنين جوّى چطور ممكن است نوح عليه السّلام براى پسرش دعا كند ؟ و ادب عبوديّت چگونه اجازه مىدهد كه او خواست دل خود را كه همان نجات فرزند است به‌طور صريح و پوست‌كنده در ميان بگذارد ؟ ج - آن جناب رعايت ادب را نموده و سخن خود را در قالب سؤال و استفسار از حقيقت امر بيان كرده ، و نخست وعده‌اى را كه خداى تعالى قبلا يعنى هنگام سواركردن مؤمنين و جفت‌جفت حيوانات در كشتى داده بود كه اهل او را نجات مىدهد به زبان آورد . از سوى ديگر براى آن جناب كفر فرزند ثابت نشده بود ، بلكه اهل آن جناب [ نوح عليه السّلام ] حتى همين فرزندش ( البته غير از همسرش ) به ظاهر مؤمن بودند ، و اگر فرزند ذكور وى بر خلاف آنچه نوح عليه السّلام مىپنداشت كافر بود به‌طور
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 10 ، ص 351 . ( 2 ) . سورهء هود ، آيهء 44 .