هم مراد نيست باقى مىماند استعمال دومى .
ثانيا : اينكه در جملات :
« كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ »
« 1 » و
« أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْياءٍ »
« 2 » و امثال آن موت را به جمادات نيز نسبت داده . « 3 »
س 1415 - چگونه معلومات و معارف در نفس مستقر مىگردد ؟
و محلّش در كجاى نفس است ؟ ( بحث علمى )
ج - اينكه نفس به تمامى حوادثى كه مربوط به اوست و يا كمترين ارتباط را به او دارد سمت علّيّت را حائز است ، پس تمامى امور غريبه كه اهل رياضات و مجاهدات مسلّط بر آنها هستند همه معلول اراده و مشيت آنان است ، و اراده هم معلول شعور است ، پس شعور انسانى در جميع حوادثى كه مربوط به اوست و امورى كه انسان به آن تماس دارد دخيل و مؤثر است . « 4 »
س 1416 - چگونه مىتوان نسبت به « نفس » معرفت تامّ و كامل پيدا كرد ؟
ج - مسأله عرفان نفس ، مسأله فكرى و نظرى نيست ، بلكه مقصدى است عملى كه جز از راه عمل نمىتوان معرفت تام و كامل دربارهء آن بدست آورد ، و امّا علم النّفس كه فلاسفهء قديم ، كتابها پيرامون آن تدوين كردهاند ، آن علم ،
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 28 .
( 2 ) . سورهء نحل ، آيهء 21 .
( 3 ) . الميزان ؛ ج 14 ، ص 405 . [ با تصرف ]
( 4 ) . الميزان ؛ ج 6 ص 280 . [ با تصرف ]