سوم در غير انسان يعنى نباتات و حيوانات به كار نرفته مگر از نظر اصطلاح علمى مثلا به يك گياه يا يك حيوان نفس گفته نمىشود و نيز مبدأ مدبر جسم او كه جان او است نيز نفس گفته نمىشود ، بله گاهى هم كه به خون نفس مىگويند آن نيز براى اين است كه جان جانداران بستگى به آن دارد و از همين باب مىگويند فلان حيوان نفس سائله ( خون جهنده ) دارد و آن ديگرى ندارد .
و نيز در لغت دربارهء هيچيك از ملك و جنّ كلمه نفس به دو اطلاق مذكور اطلاق نمىشود هرچند كه اعتقاد همه اين است كه ملائكه و جنّ نيز حيات دارند و نيز در قرآن كريم با اينكه صراحتا براى جنّ مانند انسان تكليف و مرگ و حشر قائل شده است ، « 1 » اين آن چيزى است از معناى نفس در عرف لغت به دست آمده .
و مراد از نفس در جملهء
« كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ »
« 2 » انسان است - كه استعمال دومى از استعمالات سهگانه اين كلمه است - نه روح انسانى چون معهد كلام خدا نيست كه نسبت موت را به روح انسانى داده باشد تا ما آيه را هم حمل به آن كنيم .
و ديگر اينكه آيهء شريفه عموميتش تنها دربارهء انسانها است كه شامل
هامش
( 1 ) . ر . ك : سورهء ذاريات ، آيهء 56 ؛ سورهء احقاف ، آيهء 18 ؛ سورهء انعام ، آيهء 128 .
( 2 ) . سورهء انبياء ، آيهء 35 .