تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 681

مساهمون:

ص٦٨١
آن است ) دوم اينكه : محاوره‌اى كه خداى متعال در آيات بعدى از سليمان و هدهد حكايت فرموده ، متضمن معارف عاليه‌اى است كه در وسع صداهاى هدهد نيست ، چون صداهايى كه اين حيوان در احوال مختلف از خود سر مىدهد انگشت شما راست و اين چند صدا كجا مىتواند كسى را از راه تركيب آنها با هم به اين معارف دلالت كند ؟ آرى در كلام اين حيوان ذكر خداى سبحان و وحدانيت او و قدرت و علم و ربوبيتش و عرش عظيم او و نيز ذكر شيطان و جلوه‌گرىهايش در اعمال زشت و همچنين ذكرى از هدايت و ضلالت و مطالبى ديگر آمده و از معارف بشرى نيز مطالب بسيارى چون پادشاه سبا و تخت او و اينكه آن پادشاه زن بود و قوم او كه براى آفتاب سجده مىكردند ، آمده و سليمان عليه السّلام مطالبى به هدهد فرموده ، از جمله اينكه به او دستور داده به سبا برود و نامهء او را ببرد و در آنجا نزد ايشان بيندازد و بعد بنشيند و ببيند چه مىگويند و چه مىكنند و بر هيچ دانشمندى كه در معانى تعمق دارد پوشيده نيست كه آگاهى به اين همه مطالب عميق و معارف بسيارى كه هريك داراى اصول ريشه‌دار علمى است ، منوط به داشتن هزاران هزار معلومات ديگر است ، كه چند صداى سادهء هدهد
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 681 | مراد على شمس