آمده ، معلوم شده كه هرصنفى از اصناف حيوانات و يا لااقل هرنوعى ، صوت هايى ساده ، - و بدون تركيب - دارند ، كه در موارد خاصى كه به هم بر مىخورند و يا باهم هستند به كار مىبرند .
مثلا هنگامى كه غريزه جنسيشان به هيجان آمده يك جور ، و هنگامى كه مىخواهند بر يكديگر غلبه كنند جورى ديگر ، و هنگام ترس طورى ، و هنگام التماس و استغاثه به ديگران طورى ديگر ، البته اين صداهاى مختلف در مواقع مختلف مختص به مرغان نيست ، بلكه ساير حيوانات نيز دارند . « 1 »
س 1373 - استفادهاى كه از آيهء شريفهء « . . . عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ . . . »
« 2 » در خصوص « منطق طير » مىتوان نمود چيست ؟
ج - اوّل اينكه : سياق آيه گواهى مىدهد بر اينكه سليمان عليه السّلام از نعمتى حديث مىكند كه اختصاصى خودش بوده و در وسع عامهء مردم نبوده ، كه به آن دست يابند و او كه بدان دست يافته به عنايت خاص الهى بوده است . و اين معناى ظاهرى كه براى منطق طير كردهايم چيزى نيست كه غير از سليمان كسى بدان دست نيابد ، بلكه هركسى مىتواند در زندگى حيوانات دقت نموده زبان آنها را بفهمد ؛ ( كه مثلا چه صدايى علامت خشم ، و چه صدايى علامت رضا است ، چه صدايى علامت گرسنگى و چه صدايى علامت تشنگى و امثال
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 15 ، ص 498 .
( 2 ) . سورهء نمل ، آيهء 16 .