تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 675

مساهمون:

ص٦٧٥
مىداريد ، و هم آنچه را پنهان مىكنيد ) ، مؤيد اين وجه اين است كه بعد از رد كلام ملائكه ، و اثبات لياقت خلافت براى آدم ، براى بار دوم به ملائكه فرمود : كه بايد بر آدم سجده كنيد ، چون مىفهماند هنوز حضور قلبى ملائكه و آن پندارشان زايل نشده بود بعضى از روايات نيز به‌طوريكه خواهيد ديد بر اين وجه دلالت دارد . « 1 » [ پس ] نسبت كتمان به همه ملائكه دادن ، با اينكه تنها يك نفر از آنان به نام ابليس كفر درونى خود را پنهان كرده بود ، از باب رعايت دأب كلامى است ، كه عمل يك نفر را به جماعتى كه با آن يك نفر آميخته‌اند ، و امتيازى بينشان نيست ، نسبت مىدهند . البته ممكن است وجه ديگرى [ هم ] داشته باشد ، و آن اين باشد كه ملائكه از ظاهر كلام خدا كه فرمود :
« إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً » ،
اين معنا را فهميدند و آن را كتمان كرده‌اند ، كه مراد به خليفه قرار دادن در زمين اطلاق خلافت باشد چون ملائكه احتمال نمىدادند كه يك موجود مادى و زمينى بتواند مقام خلافت خدائى را دارا شود ، خدا هم كه در كلام خود نفرمود : چه كسى را مىخواهم در زمين خليفه كنم ، بلكه به‌طور مطلق فرمود : مىخواهم اين كار را بكنم ، لذا خداى تعالى فرمود : « من ميدانم آنچه را كه هم شما ملائكه اظهار
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 188 .