نسبى است ، يعنى بعضى از غيبهاى آسمانها و زمين است ، و به همين جهت در مقابل آن جمله :
« أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
قرار گرفت ، تا شامل هردو قسم غيب يعنى غيب داخل در عالم ارضى و سماوى و غيب خارج از آن بشود . « 1 »
س 1367 - نسبت كتمان به همهء ملائكه دادن ، با اينكه تنها يك نفر از آنان به نام ابليس كفر درونى خود را پنهان كرده بود ، چه وجهى دارد ؟
ج - [ اين نوع از بيان مطلب ] ، از باب رعايت دأب كلامى است ، كه عمل يك نفر را به جماعتى كه با آن يك نفر آميختهاند ، و امتيازى بينشان نيست ، نسبت مىدهند .
البته ممكن است وجه ديگرى داشته باشد ، و آن اين باشد كه ملائكه از ظاهر كلام خدا كه فرمود :
« إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً » ،
اين معنا را فهميدند و آن را كتمان كردهاند ، كه مراد خدا به خليفه قرار دادن در زمين اطلاق خلافت باشد چون ملائكه احتمال نمىدادند كه يك موجود مادى و زمينى بتواند مقام خلافت خدائى را دارا شود ، خدا هم كه در كلام خود نفرمود : چه كسى را مىخواهم در زمين خليفه كنم ، بلكه بهطور مطلق فرمود : مىخواهم اين كار را بكنم ، لذا خداى تعالى فرمود : ( من مىدانم آنچه را كه همه شما ملائكه اظهار
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 182 .