اينكه چنين چيزى واقع مىشود ، قابل انكار نيست ، چون عارف باسلوبهاى كلام مىداند ، كه مصدر وقتى اضافه شد ، دلالت بر وقوع مىكند .
و جملهء
« إِلَّا بِإِذْنِهِ »
و جملهء
« إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى »
كه گفتهاند به يك معنا است ، اشتباه است ، و نبايد به آن اعتناء كرد .
علاوه بر اينكه استثناءهايى كه درمورد شفاعت شده ، به يك عبارت نيست ، بلكه به وجوه مختلفى تعبير شده ، يكى فرموده :
« إِلَّا بِإِذْنِهِ » ،
و يكى
« إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ »
يك جا ،
« إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى » ،
يك جا
« إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ » ،
و امثال اينها ، و گيرم كه اذن و ارتضاء به يك معنا باشد ، و آن هم عبارت باشد از مشيت ( خواست خدا ) ، آيا اين حرف را در آيهء
« إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ »
نيز مىتوان زد ؟
پس حق اين است كه آيات قرآنى شفاعت را اثبات مىكند ، چيزىكه هست همانطور كه گفتيم بهطور اجمال اثبات مىكند ، نه مطلق ، و امّا سنت ، دلالت آن نيز مانند دلالت قرآن است . « 1 »
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 252 - 254 .