ديگران شنيده و يقين پيدا كردهايم ، و بسيار كم هستند كسانى كه از افعال خارق العاده چيزى يا كم يا زياد نديده يا نشنيده باشند .
و بسيارى از اين كارها از كسانى سر مىزند كه با اعتياد و تمرين ، نيروى انجام آن را يافتهاند ، مثلا مىتوانند زهر كشنده را بخورند و يا بار سنگين و خارج از طاقت يك انسان عادى را بردارند ، و يا روى طنابى كه خود در دو طرف بلندى بستهاند راه مىروند ، و يا امثال اين گونه خوارق عادت .
و بسيارى ديگر از آنها اعمالى هستند كه بر اسباب طبيعى و پنهان از حسّ و درك مردم متكى است ، و خلاصه صاحب عمل باسبابى دست مىزند كه ديگران آن اسباب را نشناختهاند ، مانند كسى كه داخل آتش مىشود و نمىسوزد ، به خاطر اينكه داروى طلق به خود ماليده ، و يا نامهاى مىنويسد كه غير خودش كسى خطوط آن را نمىبيند ، چون با چيزى ( از قبيل آب پياز ، مترجم ) نوشته ، كه جز در هنگام برخورد آن با آتش خطوطش ظاهر نمىشود .
بسيارى ديگر از اينگونه كارها بوسيله سرعت حركت انجام مىپذيرد ، سرعتى كه بيننده آن را تشخيص ندهد ، و چنين پندارد كه عمل نامبرده بدون هيچ سبب طبيعى اينطور خارق العاده انجام يافته ، مانند كارهايى كه شعبدهبازان انجام مىدهند .
همه اينها افعالى هستند كه مستند باسباب عادى مىباشند ، لكن ما سببيّت آن اسباب را نشناختهايم ، و بدين جهت پوشيده از حسّ ما است ، و يا براى ما
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 636
مساهمون: مراد على شمس
ص٦٣٦