ج - [ امور خارق العاده ] با همه اختلافى كه در نوع آنها است ، مستند به قوت اراده ، و شدت ايمان به تأثير اراده است ، چون اراده تابع علم و ايمان قبلى است ، هرچه ايمان آدمى به تأثير اراده بيشتر شد ! اراده هم مؤثرتر مىشود ، گاهى اين ايمان و علم بدون هيچ قيد و شرطى پيدا مىشود ، و گاهى در صورت وجود شرائطى مخصوص دست مىدهد ، مثل ايمان باينكه اگر فلان خط مخصوص را با مدادى مخصوص و در مكانى مخصوص بنويسيم ، باعث فلان نوع محبت و دشمنى مىشود ، و يا اگر آينهاى را در برابر طفلى مخصوص قرار دهيم ، روح فلانى احضار مىگردد ، و يا اگر فلان افسون مخصوص را بخوانيم ، آن روح حاضر مىشود ، و از اين قبيل قيد و شرطها كه در حقيقت شرط پيدا شدن اراده فاعل است ، پس وقتى علم به حد تمام و كمال رسيد ، و قطعى گرديد ، بحواس ظاهر انسان حس درك و مشاهده آن امر قطعى را مىدهد ، تو گوئى چشم آن را مىبيند ، و گوش آن را مىشنود .
و از همين باب تلقين است كه در تواريخ مىخوانيم : بعضى از اطباء امراض كشندهاى را معالجه كردهاند ، يعنى به مريض قبولاندهاند كه تو هيچ مرضى ندارى ، و او هم باورش شده ، و بهبود يافته است .
خوب ، وقتى مطلب از اين قرار باشد ، و قوت اراده اينقدر اثر داشته باشد .
بنابراين اگر اراده انسان قوى شد ، ممكن است كه در غير انسان هم اثر بگذارد ، به اين معنا كه ارادهء صاحب اراده در ديگران كه هيچ ارادهاى ندارد اثر بگذارد ،
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 638
مساهمون: مراد على شمس
ص٦٣٨