تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 591

مساهمون:

ص٥٩١
از آيهء شريفهء
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ ،
هيچ چيزى نيست مگر آنكه خداى را با حمد خود تسبيح مىكند ، اما شما تسبيح آنان را نمىفهميد » « 1 » و آيهء
« قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ ،
گفتند همان كسى ما را به زبان آورد كه هرچيزى را به زبان آورده » « 2 » ، به دست مىآيد كه حيات و شعور در تمامى موجودات جارى است ، هرچند كه ما از نحوهء حيات آنها بىخبر باشيم . « 3 »

س 1296 - با توجه به آيهء شريفهء « فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ »

« 4 » هرانسانى حتى ذرّه‌اى از اعمال خوب و بد خود را در قيامت مىبيند ، و از طرفى آياتى هست كه دلالت بر حبط و بىنتيجه شدن اعمال دارد ، يا انتقال اعمال به ديگرى دارد ، اين دو چگونه قابل توجيه است ؟ ج - جواب اين است كه آيات مذكور [ آيات دال بر حبط و انتقال اعمال به ديگران ] حاكم بر اين دو آيه است ، و بين دليل حاكم و محكوم منافاتى نيست ، مثلا آياتى كه دلالت دارد بر حبط اعمال ، شخص صاحب عمل خير را از مصاديق كسانى مىكند كه عمل خير ندارند ، و چنين كسى عمل خير ندارد تا به حكم آيه مورد بحث
[ فَمَنْ يَعْمَلْ . . . ]
آن را ببيند .
هامش
( 1 ) . سورهء اسرى ، آيهء 44 . ( 2 ) . سورهء حم سجده ، آيهء 21 . ( 3 ) . الميزان ؛ ج 20 ، ص 582 . [ با تصرف ] ( 4 ) . سورهء زلزال ، آيهء 7 و 8 .