و همچنين [ مثلا ] قاتلى كه نگذاشت مقتول زنده بماند و عمل خير انجام دهد ، اعمال خيرش را به مقتول مىدهند ، و خودش ديگر عمل خيرى ندارد تا آن را ببيند ، و يا توبهكارى كه گناهش مبدّل به حسنه مىشود ، براى اين است كه گناه موافق ميل او نبوده ، عوامل خارجى باعث گناهكارى او شدند ، و آن عوامل كار خير ، موافق طبعشان نيست ، ولى چون مىخواستند در بين مردم نيكوكار و موحد باشند ، و بلكه رئيس و رهبر آنان باشند ، لذا در قيامت بدىهاى توبهكاران را به آن عوامل مىدهند ، و خوبىهاى آن عوامل را به توبهكاران ، درنتيجه توبهكاران گناهى ندارند تا به حكم آيهء مورد بحث در قيامت آن را ببينند ، و نيز عوامل شرّ ، كار خيرى ندارند ، تا به حكم آيهء مورد بحث آن را ببينند - دقت فرماييد . « 1 »
س 1297 - با توجه به آيهء شريفهء « وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ . . . »
« 2 » چگونگى « نفخهء صور » را بيان نمود و مراد از استثناء در اين آيه چيست ؟
ج - ظاهر آنچه در كلام خداى تعالى در معناى نفخ صور آمده اين است كه اين نفخه دو بار صورت مىگيرد ، يك بار براى اينكه همه جانداران باهم بميرند ، و يك بار هم براى اينكه همهء مردگان زنده شوند ، و اين معنا از روايات
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 20 ، ص 584 . [ با تصرف ]
( 2 ) . سورهء زمر ، آيهء 68 .