تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤
آن نامبردگان با رضوان و حور و مالك و زبانيه‌اند . بعضى « 1 » ديگر - كه سخنشان از همهء سخنان سخيف‌تر و بىپايه‌تر است - گفته‌اند : منظور از جملهء
« مَنْ شاءَ اللَّهُ »
خود خداى سبحان است . توجه داريد كه هيچ‌يك از اين اقوال به دليلى از لفظ آيات كه بتوان بدان استناد جست مستند نيستند . بله اگر براى خدا خلقى تصور شود كه در وراى آسمان‌ها و زمين بوده باشند ، آن وقت ممكن است بگوييم استثناى مزبور به‌طور منقطع آنان را استثنا كرده . و يا بگوييم مرگ عبارت است از جدايى روح از جسد ، و اين تنها در جانداران داراى جسد تصور دارد ، و امّا ارواح نمىميرند ، و منظور از استثنا ايشانند ، و دراين‌صورت استثناى مزبور منقطع نيست ، بلكه متصل است ، چون ارواح هم در بين
« مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ »
هستند . مؤيّد اين وجه بعضى از رواياتى است كه از ائمه اهل بيت عليهم السّلام رسيده . « 2 »

س 1298 - چگونه ممكن است آدمى بعد از مردن و خاك شدنش بار ديگر ، خاك برگردد و انسانى تمام عيار شود ؟

ج - پاسخ اين شبهه كه دربارهء معاد است ، اين است كه مگر قبلا كه زنده بود
هامش
( 1 ) . همان ( 2 ) . الميزان ؛ ج 17 ، ص 443 و 444 .