نسبت مىدهد . و هم اين نسبت را از او نفى مىكند و به خدا نسبت مىدهد ، و آياتى ديگر نظير اينها ، و نيز مىتوان آياتى « 1 » از قبيل آيهء :
« إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ . . . »
« 2 » را از اين باب شمرد .
خلاصه اينكه : در اينباره هيچگونه جاى ترديدى نيست كه قرآن مجيد اثبات وجود خداى يگانه را براساس قانون عليت عامّه در ميان تمام اجزاء عالم و سپس استناد همه آنها بآفريدگار جهان گذارده است .
نكته قابل توجه اين است كه خداوند [ در آيهء
« وَ الْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النَّاسَ »
( سورهء بقره ، آيهء 164 ) ] « كشتى » را نيز در عداد حوادث طبيعى كه اراده و اختيار بشر هيچگونه دخالتى در آن ندارد شمرده و از آيات خود قرار داده است اين موضوع به ما مىفهماند كه اين امور هم بالاخره به قدرت و صنع خدا بازمىگردد ، زيرا اگر دقت كنيم مىبينيم كه نسبت افعال انسان به انسان بالاتر از نسبتش به علل طبيعى نيست اين اراده و اختيار هم كه انسان به آن مىبالد و افتخار مىكند موجب استقلال او در سببيت و بىنيازى از خداوند عالم نيست . و هرچيز از نظر جنبهء هستى و وجوديش منتسب به خدا است . « 3 »
هامش
( 1 ) . سورهء طلاق ، آيهء 3 ؛ سورهء حجر ، آيهء 21 .
( 2 ) . سورهء قمر ، آيهء 53 .
( 3 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 2 ، ص 287 - 294 + الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 1 ، ص 602 - 607 . [ با تلخيص و تصرف ]