دوست مىدارد و اين دوستى او را به سوى فعلش جذب مىكند ، چشم را به سوى ديدن آنچه دوست دارد جذب مىكند و گوش را به سوى شنيدن و همچنين هرقوهء ديگر را .
و اين نيست مگر به خاطر اينكه كار هرقوه كمال او است و هرقوهاى با كار مخصوص به خود ، نقص خود را تكميل نموده ، حاجت طبيعى خود را برمىآورد ، اينجاست كه معنا و مفهوم حبّ مال و حبّ جاه و حبّ علم ، روشن مىگردد ، چون انسان با هريك از مال و جاه و علم ، استكمال مىكند و به همين جهت آنها را دوست مىدارد .
پس نتيجه مىگيريم كه حبّ تعلقى است خاص و انجذابى است شعورى و مخصوص بين انسان و كمال او و تجربههاى دقيق كه از طريق آثار و خواص حبّ صورت گرفته ، ثابت كرده كه حبّ در حيوانات نيز هست .
حبّ حقيقتى است كه در تمامى موجودات عالم ، سريان و جريان دارد . « 1 »
س 1238 - آيا « محبّت و علاقه » داراى مراتبى است ؟
( بحث فلسفى )
ج - بله ، اينكه محبت داراى مراتب مختلفى است و شدّت و ضعف دارد ، چون رابطهاى است وجودى ( و وجود خود حقيقتى است مشكك يعنى
هامش
( 1 ) . الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 1 ، ص 618 - 621 . + الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 2 ، ص 303 - 304 .
[ با تلخيص و تصرف ]