تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
نمىداشتيم ، و طعام محبوب ما نمىشد . پس حب به غذا در حقيقت حب ما به غذا نيست ، بلكه حب دستگاه گوارش به فعاليت خودش است ، اين دستگاه مىخواهد انجام وظيفه كند و سوخت‌وساز بدن را به بدن برساند ، همين خواستن عبارت از حب به غذاست ( كه ما آن را به خود نسبت مىدهيم و مىگوييم ما غذا را دوست مىداريم ) ، پس پاى من در كار نيست ، بلكه دستگاه گوارش اولا و بالذات عمل خود را دوست مىدارد و ثانيا و بالتّبع غذا را دوست مىدارد . و هكذا درمورد محبت به زن كه ، اولا و بالذات دستگاه تناسلى ، عمل خود را دوست مىدارد ( به اين معنا كه دستگاه تناسلى تشنهء عمل لقاح مىشود و آن را دوست دارد و چون اين عمل با همسرى انجام مىشود ، مىگوييم من همسرم را دوست دارم ) و ثانيا و بالتّبع همسر را چون عملش با او قابل انجام است ، و عمل لقاح و عمل تغذيه اثر نيرويى كه خداى تعالى در هرجاندارى به وديعت نهاده است . اين دو حبّ يعنى حبّ به غذا و همسر از همينجا معلوم مىشود كه برگشتشان به يك حبّ است پس « محبّت » رابطه‌اى است ميان آنها و كمال فعلى آنها . تمامى قوا و حواس ظاهرى و باطنى كه در ما است ، هريك فعل خود را
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 523 | مراد على شمس