تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
بوده است ، اين بود جواب نقضى از اشكال اوّل . جواب حلّى آن : اين است كه برداشته شدن عقاب به وسيلهء شفاعت ، وقتى مغاير با حكم اولى خداست ، و آنگاه آن سؤال پيش مىآيد كه كداميك عدل است ، و كدام ظلم ؟ كه اين بر طرف شدن عقاب به وسيله شفاعت ، نقض حكم و ضد آن باشد ، و يا نقض آثار و تبعات آن حكم باشد ، آن تبعات و عقابى كه خود خدا معين كرده ، كه گفته شد : شفاعت نه نقض اصل حكم است ، نه نقض آن عقوبتى كه براى مخالفت آن حكم معين كرده‌اند ، بلكه شفاعت نسبت به حكم و عقوبت نامبرده ، حكومت دارد ، يعنى مخالفت‌كننده و نافرمانىكننده را ، از مصداق مشمول عقاب بيرون مىكند ، و او را مصداق مشمول رحمت ، و يا صفتى ديگر از صفات خداى تعالى از قبيل عفو ، و مغفرت مىسازد ، كه يكى از آن صفات احترام گذاشتن به شفيع و تعظيم او است . « 1 »

س 841 - اشكال دوم بر شفاعت را تبيين نموده و پاسخ به آن را ذكر كنيد ؟

ج - [ صورت تفصيلى اشكال دوّم ] : دومين اشكالى كه به مسئله شفاعت كرده‌اند ، اين است كه سنت الهيه بر اين جريان يافته ، كه هيچ
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 245 .