درخواست جاهلانه است ، و ساحت مقدس انبياء از مثل آن منزه است .
[ پاسخ به اين اشكال ] : جواب نقضى ؛ اين است كه بايشان مىگوييم :
شما دربارهء اوامر امتحانى خدا چه مىگوييد ؟ آيا رفع حكم امتحانى - مانند جلوگيرى از كشته شدن اسماعيل در مرحله دوم و اثبات آن در مرحله اول - مأموريت ابراهيم به كشتن او - هردو عدالت است ؟ يا يكى ظلم و ديگرى عدالت است ؟
چارهاى جز اين نيست كه بگوئيم هردو عدالت است ، و حكمت در آن آزمايش و بيرون آوردن باطن و نيات درونى مكلف ، و يا به فعليت رساندن استعدادهاى او است ، درمورد شفاعت هم مىگوييم : ممكن است خدا مقدر كرده باشد كه همه مردم با ايمان را نجات دهد ، ولى در ظاهر احكامى مقرّر كرده ، و براى مخالفت آنها عقابهايى معين نموده ، تا كفار به كفر خود هلاك گردند ، و مؤمنان به وسيله اطاعت به درجات محسنين بالا روند ، و گنهكاران به وسيله شفاعت به آن نجاتى كه گفتيم خدا بر ايشان مقدر كرده برسند ، هرچند كه نجات از بعضى انواع عذابها ، يا بعضى افراد آن باشد ، ولى نسبت به بعضى ديگر از عذابها ، از قبيل ترس و وحشت برزخ ، و يا دلهره و فزع روز قيامت را بچشند ، كه در اينصورت هم آن حكمى كه در اول مقرر كرد ، بر طبق عدالت بوده ، و هم برداشتن عقاب از كسانى كه مخالفت كردند عدالت
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 51
مساهمون: مراد على شمس
ص٥١