گشته ، تدبير امر نمود ، هيچ شفيعى نيست مگر بعد از آنكه او اجازه دهد » . « 1 »
* در اين دو آيه كه راجع به خلقت آسمانها و زمين است ، قهرا شفاعت هم در آنها درمورد تكوين جز اين نمىتواند باشد ، كه علل و اسبابى ميان خدا و مسببها واسطه شده ، امور آنها را تدبير و وجود و بقاء آنها را تنظيم كنند ، و اين همان شفاعت تكوينى است .
امّا از جهت دوم ، يعنى از جهت تشريع ، چيزىكه مىتوان گفت اين است كه مفهوم شفاعت ( با در نظر گرفتن آن تجزيه و تحليل كه كرديم ) ، در اين مورد هم صادق است ، و هيچ محذورى در آن نيست ، و چند آيهء زير با اين شفاعت ، يعنى شفاعت در مرحلهء تشريع منطبقند .
آيهء
« يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ ، إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ ، وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلًا ،
امروز شفاعت سودى نمىبخشد ، مگر از كسى كه رحمان به او اجازه داده باشد ، و سخن او را پسنديده باشد » . « 2 »
آيهء ديگر
« لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ ، إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ ،
شفاعت نزد او براى كسى سودى نمىدهد ، مگر كسى كه برايش اجازه داده باشد » . « 3 »
و نيز آيهء
« وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى »
« 4 »
هامش
( 1 ) . سورهء يونس ، آيهء 3 .
( 2 ) . سورهء طه ، آيهء 109 .
( 3 ) . سورهء سبأ ، آيهء 23 .
( 4 ) . سورهء انبياء ، آيهء 28 .