واقع مىشود ؛ چون آيهء مورد بحث مردم را در حال عادى فرض كرده كه ناگهانى و بىمقدمه زلزلهء ساعت رخ مىدهد ، و حال ايشان از مشاهده آن دگرگون گشته ، به آن صورت كه آيهء شريفه شرح داده ، درمىآيند . و اين قبل از نفخهء اولى است ، كه مردم با آن مىميرند ، نه نفخه دوم ، چون قبل از نفخهء دوم ، مردم زندهاى در روى زمين وجود ندارد . « 1 »
س 1121 - با توجه به جملهء شريفهء « وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ »
« 2 » كه در خصوص حساب قيامت مطرح شده است چگونه ممكن است ميان « غفلت » و « اعراض » جمع شود ، با اينكه غفلت عبارت از توجه نداشتن ، و اعراض مستلزم توجه داشتن است ؟
ج - حاصل جواب اين است كه غفلت مردم از حساب به خاطر اين است كه آنطور كه بايدوشايد حساب را تصور نمىكنند ، و چون تصورى كه در دلهايشان اثرگذارد ندارند ، لذا به خاطر دلدادگى به دنيا از آن اعراض نموده ، به چيزى مشغول مىشوند كه لازمهء آن اشتغال به خلاف آن تصور است .
ولى زمخشرى طورى ديگر جواب داده كه ترجمه عين عبارت او چنين است : خداى تعالى مردم را به دو وصف ، توصيف كرده ، يكى غفلت ، يكى هم
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 14 ، ص 479 .
( 2 ) . سورهء انبياء ، آيهء 1 .