است ، مترجم ) درنتيجه روى اين فرض ، هيچ فايده و غايتى در خلقت و ايجاد نيست ، و بايد خدا آسمانها و زمين را بباطل آفريده باشد ، و اين مستلزم بطلان معاد ، و سر برآوردن تمامى محذورهاست . « 1 »
س 1108 - آيا در روايات براى « قضاء » ، « قدر » ، « علم » و « مشيت و اراده » خداى متعال ترتيب خاصى بيان شده است ؟
ج - در توحيد صدوق از دقاق و او از كلينى و او از ابن عامر و او از معلى روايت كرده كه گفت : از عالم « 2 » عليه السّلام سؤال كردند كه علم خدا چگونه است ؟
فرمود : اوّل مىداند بعد مشيّتش تعلق مىگيرد آنگاه اراده مىكند و در مرحلهء چهارم تقديد نموده و سپس قضاء مىراند ، و در آخر امضاء مىكند .
پس خداى سبحان چيزى را امضاء و اجراء مىكند كه قضايش را رانده باشد و قضاى چيزى را مىراند كه تقديرش كرده باشد ، و چيزى را مقدر مىسازد كه اراده كرده باشد ، پس مشيت او به علم او ، و ارادهاش با مشيّتش و تقديرش و ارادهاش و قضايش با تقديرش و امضايش با قضايش صورت مىگيرد ، درنتيجه رتبهء علم او مقدم بر مشيت و مشيت در مرتبه دوم مقدم بر اراده و اراده در مرتبه سوم و مقدم بر تقدير است و تقدير به وسيله امضاء ، قضا
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 152 .
( 2 ) . « عالم » لقب امام موسى بن جعفر عليه السّلام است . ( علم الحديث ؛ ص 166 ، كاظم مدير شانچى ، چاپ 10 ، انتشارات جامعه مدرسين )