تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
شر مرتكب شود آن را مىبيند » « 1 » ، در اين‌باره قضاوت كند و به‌طور كلى براى هر عملى عكس العملى در قانون طبيعت باشد ولى قتل در مقابل قتل را ظلم بداند و قانون خود را نقض كند ؟ ! علاوه بر اين ، اسلام در صورتى براى انسان قيمت و وزنى قائل است كه موحّد و ديندار باشد ، يعنى وزن اجتماع مدنى انسان با وزن يك موحّد در نظر او يكسان است . بنابراين حكم وى درباره آن دو نيز يكى خواهد بود ، يعنى كسى كه يك فرد موحّد را به قتل برساند مثل اين است كه مردم را كشته ، از نظر اينكه در هردو صورت هتك شرافت حقيقت را كرده است ، هم‌چنانكه از نظر طبيعت وجودى ، كسى كه يك فرد را به قتل برساند چنان است كه همهء افراد را به قتل رسانيده باشد . اما ملل متمدن دنيا ، چون براى دين و زن و قيمتى به اندازه اجتماع مدنى قائل نيستند چنين اعتراضى را به حكم قصاص كرده‌اند نه براى اين است كه اين حكم نقصى دارد . از اين هم كه بگذريم ، اسلام اين حكم را براى عموم دنيا و ملل تشريع كرده و اختصاص به دسته و مليت ندارد ، حال اگر ملّتى به خيال خود بر اثر تربيت
هامش
( 1 ) . سورهء زلزله ، آيهء 8 .
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 372 | مراد على شمس